تحلیل رفتار متقابل چیست؟

0
854
کلاس تحلیل رفتار متقابل

تحليل رفتار متقابل چیست؟

در سالهای گذشته که مکاتب و روش های مختلف تحول فردی مانند ان ال پی، مکتب یونگ، شخصیت شناسی MBTI ، کوچینگ فردی و سازمانی، تحلیل رفتار متقابل و… را مطالعه نمودم، هر یک از دیدگاه خود به نوعی انسان را در مسیر آگاهی از خویشتن و تغییر سبک زندگی و دستیابی به قدرت های درونی هدایت می کند. در این مقاله به دیدگاه تحلیل رفتار متقابل (Transactional analysis) در زمینه کنترل ذهن و خودشناسی خواهیم پرداخت.
تعریف های زیادی از مکتب TA وجود دارد که من بصورت ساده قسمتی از آنرا بیان میکنم. هر گاه دو انسان در مقابل یکدیگر قرار میگیرند و بین آنها رابطه ای در جریان است، بنا به میزان صمیمیت و سطح رابطه، هر یک از افراد در وضعیتی قرار میگیرد که حالت او را در آن لحظه بیان میکند. در سال 1950 دکتر اریک برن بر اساس نظریه فروید تحلیل رفتار متقابل را به دنیا معرفی کرد.
او اعتقاد دارد ما همان دختران و پسران کوچکی هستیم که بطور ناخودآگاه پیام های والدی را اجرا می کنیم و آنها را جزء قوانین مهم و اصولی زندگی خود می دانیم. اما واقعیت این است که تمام این پیام ها و نوع تربیت لزوما نمی توانند درست باشند و فرد در بزرگسالی باید به شناسایی و اصلاح آنها بپردازد.
در TA  اجزاء شخصیت انسان را به سه بخش تقسیم می شود:
1- حالت من کودک (child ego stage)
2- حالت من والد (parent ego stage )
3- حالت من بالغ (adult ego stage)

آیا ما قربانی قربانیان می شویم؟

در بسیاری از دوره های تحلیل رفتار متقابل افراد در مقابل تغییر و خداحافظی با الگوهای والدی منفی مقاومت می کنند و خود را یک قربانی می دانند که به باورها و سبک گذشته خو کرده و نمی خواهند از منطقه امن خود خارج شوند. این یک اشتباه است که خود را قربانی دیگرانی بدانیم که آنها نیز قربانی و زخم خورده والدین خود هستند. برای اینکه بتوانیم از نقش قربانی خارج شویم ابتدا باید مسئولیت کارهای خود با بپذیریم و بجای پرداختن به گذشته ناخوب، سعی در جبران آن داشته باشیم. بطور کلی افراد در پذیرش محدودیت های خود به سه دسته زیر تبدیل می شوند:

دسته اول انکار می کنند.

اغلب افراد توانایی و شهامت روبرو شدن با ضعف های خود نیستند به تعبیر اریک برن در این مواقع به بازی های ذهنی می پردازند و هر کاری می کنند تا شما به ضعف های آنها پی نبرید. آنها هیچ یک از محدودیت های را نمی پذیرند و تلاش می کنند آنرا به دیگران نسبت دهند. این افراد در اصطلاح هود را به خواب زده اند و بیدار کردن آنها دشوار خواهد بود. در برخی کلاسها با چنین افرادی برخورد داشته ام و میدانم آنها نه برای تغییر بلکه برای پیچیده کردن مسائل و مشکلات خود می آیند تا بتوانند با چند اصطلاح دیگران را در بازی خود وارد کنند و با اطلاعات سطحی خود، درارتباطات امتیاز بگیرند.

دسته دوم به راه خود ادامه می دهند و جرات تغییر ندارند.

دسته دوم مربوط به افرادی می شود که عاشق کلاس های آموزشی هستند و کمتر دست به عمل می زنند. اینگونه افراد در اصطلاح ” عالم بی عمل” هستند و علیرغم خواندن کتاب های متعدد و شرکت در دوره های آموزشی، شهامت اقدام را ندارند. اینگونه افراد در جمع های مختلف برای دیگران نسخه می پیچند اما درصد کمی از آنرا در زندگی خود اجرا می کنند.

دسته سوم می پذیرند و تغییر می کنند.

دسته سوم افرادی هستند که بطور درونی نیاز به تغییر را حس می کنند و بهای آنرا می پردازند. بطور کلی اگر فردی بخواهد تغییر کند و الگوهای رفتاری خود را اصلاح کند، در قدم اول با مقاومت های درونی مواجه میشود زیرا ضمیر ناخودآگاه تمایل دارد رفتارهای گذشته را ادامه دهد و از شرایط جدید هراس دارد. در قدم دوم اطرافیان ما هستند که نسبت به تغییر رفتار ما مقاومت نشان می دهند و با فشار آوردن به ما سعی می کنند ما را به حالت گذشته بازگردانند. علت این امر خو گرفتن آنها با الگوهای رفتاری ماست که در صورت تغییر آنها نیز مجبور به تغییر خواهند شد.

سبک های ارتباطی

تحليل رفتار متقابل راهي است براي آنكه ببينيم بين مردم و درون آنها چه مي گذرد. اریک برن می گوید رفتارها، افکار، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخشهای مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.هر فرد از لحاظ رشد شخصیت ابتدا دارای حالت کودک و سپس دارای حالت والد و در نهایت دارای حالت بالغ می شود. این سه بخش شخصیت در هر فرد سالم وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر در هر موقعیت معین زندگی فرق می کند.
کارگاه تحلیل رفتار متقابل

حالت من کودک

همه افراد از لحاظ شخصیتی در درون خودشان یک پسر بچه یا دختر بچه کوچک دارند. کودک به هنگام به دنیا آمدن، نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود. مثلاً با گرسنگی، می گرید. این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد. این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر، فکر یا بررسی جوانب، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.
هرگز از لذت جویی سیر نمی شود – آینده را نمی بیند – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد. سرزندگی و هیجان، سیر کردن در تخیلات، لذت طلبی، لجبازی، دمدمی بودن، خلاقیت، کنجکاوی، علاقه به دانستن، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من کودک است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصاً خودش تجربه کند. اصلاً خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد. تمایلی به رعایت قیود اجتماعی، عرف، مذهب، قانون، تعقل و… ندارد.
دوره آموزشی تحلیل رفتار متقابل

حالت من والد

حالتی است که نمایانگر رفتار فرد به همان صورتی است که پدر و مادرش رفتار می کردند. در سالهای اولیه کودکی باید و نبایدهای زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود. این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
اين بخش از شخصيت با دستورالعملهاي زندگي و بايد و نبايدهاي آن، قانونمداری، مسئولیت پذیری و عادتها سر و كار دارد. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.
والد درون داراي دو بعد مي باشد. يك بعد انتقادگر یعنی این که هی به آدم سخت بگیرد و گیر بدهد. و بعد ديگر نوازشگر است یعنی اینکه از فرد و تصمیماتش حمایت کرده و او را نوازش می کند. این دو دقیقاً کارهایی هستند که همزمان والدین ما در زندگی واقعی مان در مورد ما انجام می دهند. آدمهایی که عزت نفس پایینی دارند و با خود عناد دارند به این والد انتقادگر خیلی راه داده اند. در ادامه به برخی از پیام های والدی اشاره می کنیم:
به بزرگترها سلام کن
دختر که در جمع بلند نمی خنده
مرد که گریه نمی کنه
پسر خوب پسری هست که…
به قوانین احترام بگذار

حالت من بالغ

این بخش به اصطلاح عاقل شخصیت و نمایانگر رفتار پخته و منطقی فرد است. در واقع مجموعه ای از احساسات، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل و واقع گراست که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد. این بخش شخصیت، تجزیه و تحلیل می کند، آینده نگری می کند، میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند، احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند، فعالیتهای دو بخش قبلی (کودک و والد) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست.
در واقع شخصیت کامل انسانی، شخصیتی هست که سه بخش فوق (کودک- والد- بالغ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس، بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد. آدمهایی که به منطقی بودن مشهور هستند به بالغ درونشان خیلی راه می دهند.
دوره آنلاین موفقیت

یک پیشنهاد رد نشدنی: شرکت در دوره تحلیل رفتار متقابل

کانال تلگرام ان ال پی
 

آموزش ان. ال. پی

دریافت خبرنامه و دروس رایگان

لطفا منتظر بمانید

از عضویت شما متشکریم

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here