2 دسته اهداف را هرگز به دیگران نگویید

1
675
چگونه هدفگذاری کنیم؟

چرا نباید اهداف ر ابه دیگران بگوییم؟

همه ما اهداف بزرگی در ذهن داریم که تمام تلاش خود را می کنیم تا به آن برسیم. هدف هایی مانند ادامه تحصیل، مهاجرت، تغییر شغل، کاهش وزن، ترک سیگار، یادگیری زبان و… هنگامی که هدفی را انتخاب میکنیم، انرژی عجیبی در خود احساس می کنیم و انگیزه بالایی برای ادامه راه می گیریم اما در این مقاله به شما خواهیم گفت کدامیک از اهداف را نباید به دیگران بگوییم.
نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که هرگز به مسئله افشای اهداف نگاه سختگیرانه نگاه نکنیم. سئوالی که پیش می آید این است که واقعا هیچیک از اهداف را نباید به دیگران بگوییم؟ پاسخ به این سئوال را باید اینگونه بررسی کرد که برخی از اهداف مهم را باید با دوستان و افراد مورد اعتماد مطرح کرد. اما این افراد هم باید دارای شرایطی باشند تا بتوان اهداف را با آنها در میان گذاشت.
اولین مشخصه افراد معتمد، داشتن تجربه کاری در زمینه مورد نظر می باشد. اگر قصد دارید وزن خود را کاهش دهید باید با فردی مشورت کنید که اطلاعاتی در این زمینه داشته باشد و یا تجربه موفقی در این زمینه داشته باشد. دومین مشخصه داشتن دید منطقی به موضوعات است. فردی که با او مشورت می کنید باید آینده نگر باشد و تمام سود و زیان هدف را اعلام کند. در ادامه به دو دسته از اهداف که قبل از رسیدن به آنها نباید فاش شود می پردازیم:
دسته اول
دسته اول از اهدافی که نباید به دیگران بگویید، اهداف مهم و سرنوشت ساز شما هستند که بطور مستقیم در آینده شما تاثیر گذارند. ابتدا باید اهداف را اولویت سنجی کنید و انرژی خود را صرف اهداف کوچک و پیش پا افتاده نکنید. مثلا اگر قصد دارید آخر هفته به سینما بروید و یا کفش جدید بخرید، گفتن و نگفتن این هدف تاثیری در موفقیت ندارد زیرا جزء اهداف کم اهمیت است. در اینجا منظور ما از اهداف مهم و سرنوشت ساز مواردی است که با دستیابی و عدم دستیابی به آن، زندگی شما دستخوش تغییرات زیادی خواهد شد.
هنگامی که شما هدف بزرگی انتخاب می کنید و تصمیم به انجام آن می گیرید، احساسات و هیجان زیادی را تجربه می کنید و می خواهید تمام این احساس خوب را با دیگران به اشتراک بگذارید. اما خبر بد این است که دیر یا زود خواهید دید این حس به ضرر شما تمام می شود.
علت این امر پدیده جانشینی است که در آن بواسطه تصویر بزرگی که در ذهن شکل می گیرد، تصور می کنید به آن رسیده اید. واقعیت اینست که برای رسیدن به هدف باید چندین مرحله طی شود تا بتوانیم خود را در وضعیت مطلوب ببینیم. پس از این مرحله ذهن حس می کند به موفقیت رسیده است اما هنگامی که پیش از رسیدن به هدف شروع به انتشار آن کنید، ذهن لذت رسیدن را زودتر حس می کند و دیگر انگیزه ای برای ادامه راه نخواهید داشت.
در سال 1926 تحقیقی در این زمینه از سوی کورت لوین صورت پذیرفت که طی آن مشخص گردید هنگامی که هدف خود را مطرح می کنید و توسط اطرافیان تشویق می شوید، ذهن فریب خورده و خود را در شرایط واقعی میبیند و تصور می کند به آن رسیده است. از اینرو تلاش خود را در رسیدن به هدف کاهش می دهد.
آنها به دو دسته از افراد تمرینی دادند که بر روی موضوعی به مدت 45 دقیقه فعالیت کنند و هرگاه که خواستند دست از فعالیت بکشند. دسته اول فعالیت خود را تا زمان مقرر انجام داند و وقتی درباره پیشرفت کار سئوال می شد گفتند هنوز کارهای زیادی است تا انجام دهند اما دسته دوم که هدف خود را اعلام کرده بودند و درباره آن صحبت کرده بودند، پس از 33 دقیقه دست از کار کشیدند.
پس در مقابل وسوسه های اعلام اهداف مقاومت کنید و لذت تشویق را به تعویق بیندازید تا بتوانید بر روی برنامه ریزی اهداف متمرکز شوید.
دلیل دوم که نباید هدف را به دیگران بگویید این است که هدفی که در ذهن شما وجود دارد از جنس احساس و انگیزه است اما نظر دیگران از جنس منطق و قضاوت است. در این حالت آنها با تصور اینکه شما را از ضرر احتمالی دور کنند، شروع به نصیحت می کنند و شما را فردی خیالاتی و سطحی نگر می نامند. در این حالت شما انگیزه خود را از دست خواهید داد زیرا با افرادی مشورت می کنید که فاقد انرژی و احساس بوجود آمده در شما هستند و تمام جوانب هدف را از دید منطقی بررسی می کنند.
در این حالت میزان انگیزه شما کاهش پیدا می کند و این امر نیز منطقی است و افرادی که فرآیند هدفگذاری را از بیرون می بینند، نمی توانند حس و میزان انگیزه های شما را تشخیص دهند و به دنبال سود و زیان این فرآیند هستند.
اهداف اسمارت
دسته دوم
دسته دوم از اهدافی که هرگز به دیگران نباید بگویید، اهدافی هستند که ریسک بالایی دارند. هدف پر ریسک هدفی است که درصد تحقق آن نسبی است و تا زمان انجام آن نمیتوان تشخیص داد که به موفقیت می رسد یا خیر. از اینرو کارهایی که دارای ریسک انجام هستند را نزد خود نگه دارید و پس از اینکه از انجام آن مطمئن شدید به دیگران اعلام کنید.
دلیلی که نباید اهداف پر ریسک را به دیگران بگویید، تعهد و انتظاری است که در دیگران ایجاد می شود. فرض کنید تصمیم گرفته اید ورزش صبحگاهی را شروع کنید و وزن خود را کاهش دهید. پس از اینکه این نکته را در جمع دوستان مطرح می کنید و تصمیم خود را علنی می سازید، تعهدی شکل می گیرد که شما را ملزم به انجام آن می کند. اما اگر چند روز از تصمیم خود دست بکشید خواهید دید دیگران شما را مورد تمسخر قرار می دهند و یا از شما سئوال می کنند که چرا دیگر ورزش نمی کنید؟
دوستی را بیاد دارم که چند سال قبل اعلام کرد قصد مهاجرت از کشور را دارد و این تصمیم را در هر جمعی مطرح می کرد. از آن پس هر کسی که او را می دید، از روند پیشرفت هدف سئوال می کرد و او مجبور بود به همه پاسخ دهد.

پس اگر تصور می کنید با بیان اهداف شانس موفقیت افزایش میابد، در تصمیم خود تجدید نظر کنید. احساس غروری که ناشی از برنامه ریزی دقیق به شما دست میدهد شاید مدتها شما ار از هدف دور نگه دارد زیرا احساس سزخوشی و آرامشی که نیاز داشتید را در زمان بیان آن بدست آورده اید.

اهداف خود را روی کاغذ بنویسید

زمانی که هدف خود را روی کاغذ می نویسید، فاصله نقطه اکنون و وضعیت ایده آل را بخوبی حس خواهسد کرد و میدانید برای رسیدن به آن چه میزان انرژی و زمان لازم است. اما موقعی که در نزد دیگران بیان شود این فاصله بصورت مصنوعی کاهش میابد و احساس کاذب موفقیت حاصل می شود. تکنیک های مناسبی مانند نقشه ذهنی وجود دارد تا ابعاد مختلف هدف را بسنجید.

 

جمله ای الهام بخش از شوپنهاور وجود دارد که می گوید:

“در سکوت به ساختن رویا ادامه بده، بگذار موفقیت هایت بجای تو حرف بزنند”

در ادامه توجه شما را به ویدئوی سخنرانی درک سیور در مجمع تد جلب می کنیم:
در پایان اگر قصد دارید قلعه ای را فتح کنید ابتدا وارد آن شوید و سپس بر بام آن شیپور موفقیت را بزنید.

آموزش ان. ال. پی

دریافت خبرنامه و دروس رایگان

لطفا منتظر بمانید

از عضویت شما متشکریم

1 نظر

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here