پنج حقیقت ناخودآگاه و قدرت ذهن در NLP

2
711
ضمیر ناخودآگاه

شناخت مشخصات ناخودآگاه در NLP

همانطور که در مقاله های گذشته به قدرت ذهن و مشخصات ضمیر ناخودآگاه یا ذهن ناهشیار پرداختیم، تمامی انسان ها دارای سیستم قدرتمندی هستند که بسیاری از رویدادهای زندگی آنها را کنترل می کند. یک انسان از دوران کودکی تحت تربیت و باورهای والدین قرار می گیرد و به مرور شخصیت اصلی او شکل می گیرد. اگر به هر دلیلی یکی از این باورها و ارزشها غلط باشند، عدم موفقیت ما در زندگی را بهمراه خواهند داشت.
فردی را در نظر بگیرید که از کودکی با این باور بزرگ شده است که ” زندگی سخت است ” و هرگاه که میخواهد به خوشبختی و موفقیت فکر کند، انبوهی از این افکار منفی او را احاطه می کنند. این فقط یکی از مشخصات ناخودآگاه است که سرنوشت ما را رقم میزند.

ضمیر ناخودآگاه چیست؟

از زمانی که زیگموند فروید مفهوم خود آگاه و ناخودآگاه را مطرح کرد تا اکنون، تحقیقات زیادی بر روی قدرت این ضمیر انجام شده است و دانشمندان در نهایت به این نتیجه رسیدند که با کنترل و هدایت این قسمت از ذهن میتوان به نتایج بزرگی دست یافت اما مسئله ای که در این میان برخی افراد را از دستیابی به نتایج مورد نظر باز میدارد، عدم شناخت زبان ناخودآگاه و نحوه تاثیرگذاری بر روی آن است.
اگر من اکنون تصمیم گرفته ام که این مقاله را بنویسم و یا کار دیگری انجام دهم، مربوط به ضمیر خودآگاه و کارهای ارادی است. از سوی دیگر بوسیله ناخودآگاه امور حیاتی بدن مانند نفس کشیدن و تنظیم ضربان قلب و… کنترل میشود. اگر این امور مهم در اختیار خودآگاه ما قرار بگیرد در کمتر از یک روز مرگ ما حتمی است زیرا هماهنگ کردن همه امور را فراموش خواهیم کرد. علاوه بر این امور مهم، ناخودآگاه باورها و ارزشهای هر فرد را تعمیم میدهد و تمام سبک زندگی آنرا تحت الشعاع قرار می دهد. این ضمیر هیچگاه از حرکت باز نمی ایستد و دائما در حال کار میباشد. حتی در طی شب که بدن ما در حال استراحت است، این ضمیر در حال فعالیت است و تا آخرین لحظات زندگی نیز در حال کنترل ذهن ماست.
قدرت ذهن
اگر ذهن را به دو نیمکره چپ و راست تقسیم کنید، هر یک از آنها دارای وظایفی هستند که با یادگیری آنها میتوانیم به بازدهی بیشتری برسیم. بطور مثال اعمال نیمکره چپ مغز شامل محاسبات، منطق، جزئیات امور، واقعیات زندگی، یادگیری زبان، ریاضیات و علوم، اعمالی مربوط به قدردانی و علم و استدلال را در اختیار دارد. ضمن اینکه جایگاه ضمیر خودآگاه نیز در این نیمکره است و اعمال مربوط به قسمت راست بدن را کنترل می کند. افرادی که دارای نیمکره چپ فعالتری هستند، در تصمیم گیری های خود منطق و واقعیات را مورد توجه قرار می دهند و کمتر از شهود و احساسات کمک می گیرند. اگر فرد از این نیمکره بیشتر از حد استفاده کند به انسانی بی احساس و دگم تبدیل میشود که در ارتباطات به مشکل بر می خورد.
از سوی دیگر نیمکره راست مواردی چون احساسات، شهود، موسیقی، تخیلات، حال و آینده، ریسک، قدرشناسی و… را بر عهده دارد. جایگاه ضمیر ناخودآگاه نیز در این نیمکره فرض شده است و فردی که از نیمکره راست فعالی برخوردار است، تخیلات و تجسمات بسیار خوبی دارد و میتواند از حس ششم خود در تصمیم گیری ها بخوبی استفاده کند. شاید به اینگونه افراد بر خورده باشید که قبل از وقوع یک اتفاق بتوانند آنرا پیش بینی کنند و وقتی از آنها علت را جویا میشویم، میگویند: چیزی به من الهام شد.
باید توجه داشته باشید که از دو نیمکره ذهن بصورت متعادل استفاده کنید. اما در این قسمت ما قصد داریم به ناخودآگاه بپردازیم که در نیمکره راست ذهن قرار دارد. برخی آنرا به یک مدیر اجرایی قوی و برخی به غول درون تشبیه می کنند. اما من این مسئله را با مثالی توضیح میدهم. حتما در سیرک نمایش جذاب فیل و فیلبان را دیده اید. شاید برای شما جالب باشد که چطور یک فیلبان با یک چوب میتواند فیل را وادار کند تا برقصد، فوتبال بازی کند، نقاشی کند یا هرکاری که او میگوید انجام دهد؟
ناخودآگاه نیز همانند آن فیل قدرتمند است و با تمام قدرتی که دارد (93% اعمال ما را در اختیار دارد) تاثیرپذیری بالایی از ضمیر خودآگاه دارد. این مسئله زمانی جنبه جدی تر پیدا می کند که ما بدانیم چگونه با زبان مخصوص آن سخن بگوییم تا بیشترین تاثیر پذیری را داشته باشد. در ادامه به برخی از قانین حاکم بر ذهن و قدرت آن اشاره خواهیم کرد.

 

قانون اول: ضمیر ناخودآگاه در اثر تمرکز بر روی یک موضوع، اطلاعات دیگر را حذف می کند.

زمانی را بیاد بیاورید که به یک موضوع اندیشیده اید فارغ از اینکه مثبت یا منفی باشد، ذهن شما مدت زمانی را به آن می پردازد و اتفاقات دیگر را درک نمی کند. این مشخصه ناخوداگاه میتواند همانند تیغ دولبه عمل کند بدین صورت که اگر تمام روز به نکات منفی یک شخص و یا یک جنبه زندگی فکر کنیم، فرصت ها و سایر توانایی ها از چشم ما بدور خواهند بود.
شاید مواقعی را تجربه کرده باشید که یک نوع ماشین خاص با یک رنگ بخصوص مد نظر شما بوده و قصد خرید آنرا داشته اید. به محض اینکه بر روی آن تمرکز کنید، خواهید دید بقیه ماشین ها تحت الشعاع آن قرار می گیرند و تصور می کنید این رنگ مورد نظر چقدر زیاد شده است. این مشخصه به ما کمک می کند بر روی توانایی ها و موارد مثبت خود تمرکز کنیم تا بتوانیم به بیشترین بازدهی برسیم.

آموزش قانون جذب

بسیاری از افراد را دیده ام که در زمان مشاوره از محدودیت های خود گله دارند ولی هنگامی که به بررسی استعدادها و توانایی های او میپردازیم، از کشف این موارد متعجب میشود. در واقع او به نکات منفی و محدودیت ها پرداخته است تا استعدادهای خود. فردی که در شغل کارمندی بود به من مراجعه کرد و علاقمند بود در شغل دیگری به فعالیت بپردازد اما خود را فردی بی استعداد نشان میداد زیرا مدام به محدودیت های خود پرداخته بود و راههای جدید را امتحان نکرده بود.

 

قانون دوم: ناخودآگاه توانایی تشخیص موضوعات واقعی و غیر واقعی را ندارد.

از این قابلیت ذهن میتوان استفاده کرد و اهداف و زندگی دلخواه را به آن سپرد تا بتوان با تصویرسازی به نتایج دلخواه رسید. اگر شما هدف خود را بارها در ذهن خود مرور کنید و طوری وانمود بکنید که به آن رسیده اید، از آنجایی که ناخودآگاه توانایی تشخیص واقعیات از خیال را ندارد، این شرایط را در دنیای واقعی بازسازی می کند و فرد چنین اهداف را ملاقات می کند.
پس هیچگاه از جملات منفی مانند ” من نمیتوان موفق و یا ثروتمند شوم” استفاده نکنید زیرا این ضمیر آنرا شنیده و به آن عمل می کند. میتوانید جملات مثبت را بصورت روزانه تکرار کنید تا نمود آنرا در زندگی خود ببینید. میلتون اریکسون در کتاب قصه در مانی خود به داستان جالبی اشاره می کند که طی آن فردی در یکی از روستاهای آمریکا در حال گشت و گذار بود که چشمش به یک اسب افتاد که بی هدف به هر سو می رفت.
او سوار بر اسب به امید پیدا کردن صاحبش به راه افتاد. پس از ساعتی آنها خود را در مقابل خانه صاحب اسب دیدند. صاحب اسب در حالی که متعجب شده بود از او پرسید چگونه این کار را انجام دادی؟ او گفت من کار خاصی انجام ندادم فقط سعی کردم اسب را در مسیر جدید نگه دارم. ذهن نیز توانایی تشخیص ندارد و فقط اجرا کننده است، پس برای اینکه هر لحظه به یک موضوع خاص فکر نکند، باید به آن مسیر بدهیم و اینکار با تصویرسازی مثبت و استفاده از کلمات مثبت امکان پذیر خواهد بود.
جذب ثروت

قانون سوم: ضمیر ناخودآگاه بسیار قدرتمند است.

تمام افکار و احساسات ما در این کتابخانه بزرگ وجود دارند و هیچگاه پاک نمی شوند. هر اتفاقی که برای ما رخ میدهد این ضمیر آنرا ثبت می کند. شاید گاهی اوقات تصاویری را ببینید که برای شما آشنا باشند و با خود بگویید من این اتفاق را قبلا جایی دیدم. همچنین خاطرات و یادگیری های گذشته نیز بوسیله آن بازنمایی می شوند و فرد میتواند با رجوع به ذهن خود، آنها را بکار گیرد. بسیاری از افرادی که توانایی مطالعه و یادگیری بالایی دارند از این ضمیر بخوبی استفاده می کنند.
همچنین به کمک این ضمیر میتوانید قدرت های پنهای خود را بروز دهید. در سال 2003 مجله تایمز داستان مادری را روایت کرد که طی آن وقتی او دید فرزندش در تصادف در زیر ماشین گیر کرده، با استفاده از توانایی خود توانست خودرو را کمی بلند کند تا فرزندش را نجات دهد. این نکته قدرت های پنهان انسان را یادآور میشود.

 

قدرت ذهن

قانون چهارم: با کلمات خاصی مانند تمثیل میتوان بر ضمیر ناخودآگاه تاثیر گذاشت.

برخی اوقات در دوره های NLP به انجام هیپنوتیزم اریکسونی میپردازم و با دیالوگهای خاص و داستان های تو در تو به بررسی مشکلات شرکت کنندگان می پردازم. هنگامی که به این پروسه از دور نگاه کنید خواهید دید با گفتن عبارات خاص و تلقین های مثبت میتوان فرد را برای ایجاد تغییرات مورد نظر آماده کرد. این کارها فقط به علت تاثیرپذیر ناخودآگاه با کلمات خاص است.
به رفتارهای روزمره خود دقت کنید. ببینید کدامیک از آنها بر روی ذهن شما تاثیر می گذارند. شاید در این شرایط نقش مراقبه و یا ذکر که در اکثر ادیان توصیه شده است، مشهودتر بنظ برسد زیرا با تکرار آنها میتوان این ضمیر را بسوی شکرگزاری هدایت کرد.
کافه کتاب

قانون پنجم: این ضمیر همه اطلاعات دریافتی را بزرگنمایی می کند.

حتما در کودکی دست خود را به اتو و یا سماور زده اید و سوختگی مختصری را تجربه کرده اید. پس از این واقعه ذهن شما نسبت به آن شرطی شده و هر چیزی را که شبیه آن باشد را خطر تلقی میکند. این مشخصه یکی از نعمت هایی است که خداوند در ذهن انسان قرار داده است زیرا اگر ذهن ما چنین مشخصه ای نداشت هر روز با خطرات مختلف دست به گریبان بودیم.
اما گاهی همین مزیت به دشمن ما تبدیل میشود. حتما ضرب المثل ” مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد” را شنیده اید. این یکی از مشخصات این ضمیر است که هر رویداد را چندین برابر کرده و در آن غلو می کند. اگر از فردی خوشتان نیاید و یا یکی از رفتارهای او را نپسندید، این ضمیر او را به دشمن شما تبدیل می کند و تمام مشخصات خوب آنرا نادیده می گیرد و هر روز بر نفرت شما افزوده میشود.
عکس این مورد هم صادق است و افرادی که عاشق شخصی میشوند، هیچ یک از مشخصات بد او را نمی بینند و آنرا فرشته ای میدانند که میتواند او را خوشبخت کند.

این مشخصه همانند زمین حاصلخیزی است که هر آنچه را در آن کشت کنید، تبدیل به محصول کند اما انسانهایی هستند که در این زمین حاصلخیز بجای گل و گیاه، علف هرز کشت می کنند و هر روز بر وسعت آن افزوده میشود.

کنترل ذهن

چگونگی هدایت ناخودآگاه

بیشترین تاثیرگذاری در محدوده موج ذهنی آلفا است که ذهن فرد در این موج ذهنی بیشترین پذیرش را دارد. حتی افرادی که تحت درمانهای هیپنوتیزمی قرار می گیرند هم در این موج ذهنی هستند. در این حالت از مقاومت خودآگاه خبری نیست و فرد همانند کودکی است که تمام حرف های شما را قبول می کند و به آنها عمل می کند. در این حالت می توان به درمانهای ماندگار مانند حذف خاطارت بد، در مان افسردگی، ترک سیگار و دست یافت. همچنین میزان یادگیری فرد در این حالت چند برابر میشود.
حتما این سئوال برای شما پیش می آید که چگونه به این حالت برسیم. این حالت از چند ثانیه تا چند دقیقه به طول می انجامد و فرد در لحظاتی مانند چند ثانیه قبل از خواب و چند ثانیه پس از بیدار شدن در حالت آلفا است. همچنین مواقعی از شب که در تختخواب جابجا میشوید نیز در حالت آلفا قرار دارید. در این حالت فرد اختیاری از خود ندارد و در یک حالت خواب و بیدار قرار می گیرد.
برای اینکه این موج ذهنی را بیشتر تجربه کنید توصیه میشود به مراقبه و تمرینات ذهنی بیشتر بپردازید و با تمرکز بر روی افکار خود، ارتباط بیشتری با ناخودآگاه برقرار کنید. همچنین انجام ورزش هایی مانند یوگا نیز مفید خواهد بود.

مراقب این مشخصه ناخودآگاه باشید

برای نتیجه گیری این مقاله باید این نکته را خاطر نشان کنم که برای بکار گیری قدرت نامحدود این غول درون باید زبان آنرا یاد بگیرید و در زندگی خود استفاده کنید. تحقیقات نشان میدهد بسیاری از انسانها در طول زندگی خود کمتر از 10% از توانایی های و قدرت ذهن خود استفاده می کنند و این حقیقت تلخ بیانگر عدم شناخت ما از قدرتهای ماورایی مغز است. از امروز به تمرینات ذکر شده بپردازید و ذهن خود را همانگونه که می خواهید هدایت کنید و در تصور دنیای مطلوب و خود جدید تردید نداشته باشید زیرا انسانها همان چیزی هستند که فکر می کنند.
در میان مزایا و معایب این ضمیر باید به این نکته مهم اشاره کنم که یکی از محدودیت های ذهن ما “حفظ حالت موجود” است بدین صورت که ذهن برای اینکه بدن را در حالت تعادل و پایداری نگه دارد، حالت فعلی را حفظ میکند. عواملی چون میزان تنفس، دمای بدن، ضربان قلب و… که برای ادامه حیات ما مفید می باشند اما گاهی اوقات این شرایط به ضرر ما است. فردی را تصور کنید که قصد دارد شغل خود را عوض کند و یا به ورزش بپردازد، در این حالت ذهن تمایل دارد او را در حالت فعلی نگه دارد.
بسیاری از افراد از این ناحیه آسیب می بینند و نمی توانند به شرایط جدید فکر کنند زیرا با مقاومت ناخودآگاه روبرو می شوند. پس هرگاه برای تصمیم گیری و انجام کارهای جدید دچار مشکل شدید بدانید این یکی از مشخصه های طبیعی ذهن انسان است و تمایل دارد ما ار در وضعیت فعلی حفظ کند.

2 نظرات

  1. با سلام ، استاد بزرگوار ویدیو شما را مشاهده کردم بسیار عالی و کاربردی بود ،
    بهترینها را برای شما آرزو می کنم
    موفق باشید

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here